حرف دل

متن مرتبط با «برگ» در سایت حرف دل نوشته شده است

یک برگ ...

  • نیلوبلاگ

    یه طوفان یه گردباد میاد و همه ی برگای یه درخت با خودش می بره...اما یه برگ روی اون درخت باقی میمونه...خدا خواست که اون برگ بمونه...اما دل اون برگ پیش دوستای برگی دیگشه که رفتن...سال ها میگذره و برگ همه روزای سخت رو گاهی با لبخندای دروغی گاهی با همهی غم ته دلش میگذرونه...یه روز از همین روزا دل ممی بنده به یه برگ جوون ...اما یه باد خیلی ملایم بعد از ظهر بهاری میاد و اونو از درخت و دلبندش جدا میکنه... اما دل اون درخت پیش دلبند سبزشه ... میره و ...میفته روی زمین تا که جاروی یه رفتگر اونو ببره به دنیای دیگه... مرگ ... _ این برگ حتی از اغتراضش به خدایی که زندگی رو براش اینطور رقم زد میترسه. میترسه که...

    ادامه مطلب
  • برگشتم ...

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواد دوباره اینجا بنویسم.... امروز صب با یه استاد شدیدا سختگیر و دانشجو شور مواجه شدم کنترل غیر خطی ــــــــ یزدان پور نمیدونم چرا طبق معمول حواسم پرت شد یهو حس کردم گفت سیستم ناپایدار... با این که متوجه شدم گفت سیستمای نوسانی ولی خب خیلی شجاع گفتم قطب راست...اونم نه کم گذاشت و نه زیاد و برگشت گفت شما اصلا فهمیدین من چی پرسیدم ...خلاصه که قشنگ شست و پهنم کرد و یکی دو سه مورد دیگه... تازه از درسشم هیچی نفهمیدم...در مورد نرم و اینا داشت حرف میزد .... امیدوارم نیفتم... ساعت بعد اونم که روباتیک داشتم.... باید این هفته خیلی بخونم موضوع پروژه هست، و خوندن این درسا ...

    ادامه مطلب