خرید بک لینک

راستش یه فکرا و یه تصوراتی تو کلم نشسته ...
شاید بخوام بیام و از پشت سر صدات کنم ...
تو برگردی و مات و مبهوت بهم نگاه کنی ...
منم بغض کنم و بگم خیلی زشتم که اینطوری داری نگام میکنی ...
بگی آخه تو اینجا چیکار میکنی ...
منم بگم اسمم یادت که نرفته به من میگن؟
تو ام با لبخند بگی نجمه ...
_ دیشب سه تا خواب با 3 تا موضوع مختلف دیدم :)

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ساعت 18:17 توسط تنهاترین تنها |

برچسب: توهمات, نویسنده: آرتین قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی