
انگار این وبلاگ شده قبرستون روایط عاطفی من ... هر چند که این تنها رابطه عاطفی نصفه و نیمه من در اوج جوونیم بود. رابطه عاطفی ای که بازم من طرف مقابل رو بیشتر دوست داشتم و اون به گه گاه گفتن جمله دوست دارم بسنده میکرد. در روز جاری اولین روزیه که دارم سعی میکنم به خودم بقبولونم که دیگه باید دل بکنم از این رابطه عاطفی. رابطه ای که توش روزای خوش و ناخوش و قهر و آشتی زیاد بود. از بیرون رفتنای یواشکی من باهاش تو قزوین و تهران و سفر آخرم باهاش به همدان ......
ادامه مطلب
انگار این وبلاگ شده قبرستون روایط عاطفی من ...هر چند که این تنها رابطه عاطفی نصفه و نیمه من در اوج جوونیم بود. رابطه عاطفی ای که بازم من طرف مقابل رو بیشتر دوست داشتم و اون به گه گاه گفتن جمله دوست دا...
ادامه مطلب
راستش یه فکرا و یه تصوراتی تو کلم نشسته ...شاید بخوام بیام و از پشت سر صدات کنم ...تو برگردی و مات و مبهوت بهم نگاه کنی ...منم بغض کنم و بگم خیلی زشتم که اینطوری داری نگام میکنی ...بگی آخه تو اینجا چیکار میکنی ...منم بگم اسمم یادت که نرفته به من میگن؟تو ام با لبخند بگی نجمه ..._ دیشب سه تا خواب با 3 تا موضوع مختلف دیدم :) +نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ساعت18:17 توسطتنهاترین تنها | ...
ادامه مطلب
تو باید که بروی و دچار حادثه عشق شوی ....باید که چشمانت ار حادثه عشق تر شود ......من اینجا به شادی تو شاد می مانم....هر چند کهتو دیگر یادم نیستی و نخواهی بود....و این چه بی اندازه سخت است....به سختی جان کندن....همین که هیچکس دیگر سراغم را نمیگیرد مرا بس است....+این روزها به چه می اندیشی+در چشمانت وسعت دنیا را می بینم.....و نوری عجیب...که بی شک نور امید است و یقین به راهی که میروی....+دهان بر خواسته خویش می بندم....باشد که تو سربلند شوی .....+برای قلبت عشقی را آرزو می کنم که سزاوار و درخور بزرگیت باشد....+بهترین ها از آن تو باد .......
ادامه مطلب
واقعا نمی فهمم چراخدایا چرا؟چرا هی دست میذاری رو نقطه ضعفم.....چرا من هی یه چیزی ازت میخوام تو دقیقا به روز نرسیده عکسش برآورده میکنی.....اصلا نمی فهممبعضی وقتا واقعا حس میکنم از رنج کشیدنم خوشحال می شی.....لااقل اگه نمیخوای آرزوم برآورده کنی نکن....ولی بجاش صبر بر تنهایی بهم بده ....نه که هی دست بذار رو نقطه ضعفم....آرهآرهاعتراف میکنم من آدمی نیستم که بتونم تنهایی تحمل کنم و وسطش کم میارم....ولی خواهشا تو صبر بر تنهایی بهم بده....چرا هی من تو دام اتفاقی که دوست ندارم میندازی....خدایا از این عذاب خلاصم کن.....میشه لطفا؟...
ادامه مطلب
این روزها دیگر به تو نمی اندیشم ... چرایش را خودم هم نمیدانم ......
ادامه مطلب