انگار این وبلاگ شده قبرستون روایط عاطفی من ... هر چند که این تنها رابطه عاطفی نصفه و نیمه من در اوج جوونیم بود. رابطه عاطفی ای که بازم من طرف مقابل رو بیشتر دوست داشتم و اون به گه گاه گفتن جمله دوست دارم بسنده میکرد. در روز جاری اولین روزیه که دارم سعی میکنم به خودم بقبولونم که دیگه باید دل بکنم از این رابطه عاطفی. رابطه ای که توش روزای خوش و ناخوش و قهر و آشتی زیاد بود. از بیرون رفتنای یواشکی من باهاش تو قزوین و تهران و سفر آخرم باهاش به همدان ...
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
ای عشقمن از تو هیچ سود ندیدم در زندگی ام حتی آن عشق هایی که دردشان هم شیرین است. که تو چون تیغ روحم را خراش دادی بریدی عمیق بریدیروحم از حال رفته دیگر خون احساسی در رگش جاری نیست. چشمهای روحم دنیا را تار میبیند
روحم ضعف کرده از درد جای سنگ هایی که روزگار به سمتش پرتاب کرد. جای کبودی ها را میبینی؟روح آزده ی بیچاره ام حتی خواب ندارد بس که درد میکشد بس که رنج ها را لقمه به لقمه از گلو فرو میدهدروحم چند سالی است که دیگر روی آرامش به خود ندیدهروح بیچاره من دنبال کمی عشق بود طفلک چه میدانست که عشق سر
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
چه کنم ؟؟؟
تو میدانی؟
تو چطور؟ تو که خودت را پشت آن پیراهن سفید قایم کرده ای؟
نظر تو برایم از همه کسانی که این جلو ایستاده اند مهم تر است
با منی یا که بی من؟
_ دلم میخواد فقط یک لحظه پرده از جلو آینده بره کنار و ببینمش
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب: برگ,
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب: نیازمندم,
نویسنده: آرتین قنبریپور
راستش یه فکرا و یه تصوراتی تو کلم نشسته ...
شاید بخوام بیام و از پشت سر صدات کنم ...
تو برگردی و مات و مبهوت بهم نگاه کنی ...
منم بغض کنم و بگم خیلی زشتم که اینطوری داری نگام میکنی ...
بگی آخه تو اینجا چیکار میکنی ...
منم بگم اسمم یادت که نرفته به من میگن؟
تو ام با لبخند بگی نجمه ...
_ دیشب سه تا خواب با 3 تا موضوع مختلف دیدم :)
برچسب: توهمات,
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب:
نویسنده: آرتین قنبریپور
برچسب: باید که تورا حضرت منان بنویسد,باید که تو هم باشی,باید که سلامت تو باشد,باید که سر بتراشم برای تو,تورو باید که پرستید,
نویسنده: آرتین قنبریپور